روزی ۱۰ لغت؛ دایره لغات انگلیسی را در ۹۰ روز بسازید

حساب آن قدر ساده است که وسوسه کننده می شود: ۱۰ در ۹۰ می شود ۹۰۰. نهصد واژه در سه ماه، بدون کلاس و بدون فشار. ولی هر معلمی می داند که شمارندهٔ «واژه هایی که دیدم» با شمارندهٔ «واژه هایی که یادم مانده» فرق دارد، و اگر هیچ مروری در کار نباشد، بخش بزرگی از آن ۹۰۰ تا در هفته های بعد محو می شود.

به روزرسانی تحریریه سایت 0 دیدگاه
روزی ۱۰ لغت؛ دایره لغات انگلیسی را در ۹۰ روز بسازید
فهرست مطلب 7 بخش

حساب آن قدر ساده است که وسوسه کننده می شود: ۱۰ در ۹۰ می شود ۹۰۰. نهصد واژه در سه ماه، بدون کلاس و بدون فشار. ولی هر معلمی می داند که شمارندهٔ «واژه هایی که دیدم» با شمارندهٔ «واژه هایی که یادم مانده» فرق دارد، و اگر هیچ مروری در کار نباشد، بخش بزرگی از آن ۹۰۰ تا در هفته های بعد محو می شود.

برای همین برنامهٔ زیر فقط دربارهٔ اضافه کردن نیست، دربارهٔ نگه داشتن هم هست. هدف ساختن دایره لغات انگلیسی است که بعد از روز نود هنوز در حافظه تان زنده بماند.

چرا بدون مرور نتیجه نمی گیریم

این ادعا را از خودمان درنیاوردیم. هرمان ابینگهاوس، روان شناس آلمانی، در قرن نوزدهم با آزمایش روی خودش نشان داد که یادگرفته ها در ساعت ها و روزهای نخست سریع تر محو می شوند و بعد سرعت فراموشی کم می شود؛ همان که به «منحنی فراموشی» معروف شده است.

در سال ۲۰۰۶ هم Cepeda و همکارانش در Psychological Bulletin مرور گسترده ای از اثر «فاصله انداختن» منتشر کردند. آن مرور ۸۳۹ ارزیابی را از ۳۱۷ آزمایش در ۱۸۴ مقاله بررسی می کند و نتیجهٔ کلی آن، به زبان ساده، این است که تکرار با فاصله معمولاً ماندگاری بیشتری از تکرار پشت سرهم می دهد. پس مرور را باید جدی گرفت، نه حاشیه.

معنایش برای ما روشن است: ده واژه ای که امروز یاد می گیرید، باید فردا، چند روز بعد و یک هفته بعد دوباره جلوی چشم تان بیایند. برنامهٔ سه ماههٔ زیر دقیقاً بر همین اصل ساخته شده است.

قانون های بازی پیش از روز اول

پیش از شروع، چهار تصمیم بگیرید تا وسط راه خودتان را سردرگم نکنید. اول، ابزارتان را انتخاب کنید: دفترچه، کارت های کاغذی یا یک اپلیکیشن کارت حفظی؛ فقط یکی، نه سه تا. دوم، منبع واژه ها را مشخص کنید: متنی که می خوانید، سریالی که می بینید یا فهرست های بسامدی مثل Oxford 3000.

سوم، برای هر واژه فقط سه چیز ثبت کنید: معنی ساده، یک هم نشین رایج و جمله ای از خودتان. چهارم، سقف ده واژه را رعایت کنید؛ روزی که انرژی دارید بیشتر ننویسید، چون بار مرور روزهای بعد را خودتان بالا می برید.

در انتخاب خود واژه ها هم یک فیلتر ساده کمک می کند: فقط واژه ای را وارد فهرست کنید که در یک هفته دست کم دو بار با آن روبه رو شده اید. اسم های خاص، واژه های تخصصی خیلی کم کاربرد و کلماتی که فقط در یک جمله دیده اید فعلاً کنار بگذارید. دایره ای که با واژه های پرکاربرد ساخته می شود، سریع تر به کار می آید و انگیزهٔ ادامه دادن را زنده نگه می دارد.

فاز اول، روزهای ۱ تا ۳۰: ساختن پایه

فاز اول ساختن پایهٔ دایرهٔ لغات

در این سی روز هر صبح ده واژهٔ تازه را یاد می گیرید و شب همان روز یک بار مرورشان می کنید. قاعدهٔ مرور فاصله دار ساده است: روز بعد، سه روز بعد و یک هفته بعد هر واژه دوباره روبه روی شما قرار می گیرد. نیاز به جدول پیچیده نیست؛ فقط کارت ها را سه دسته کنید: «تازه»، «در حال مرور» و «تقریباً مال من».

روز معمولی این فاز حدود بیست دقیقه وقت می خواهد و می توان آن را این طور تقسیم کرد:

  • پنج دقیقه برای نوشتن ده واژهٔ تازه با معنی، هم نشین و جملهٔ شخصی.
  • پنج دقیقه برای بلند خواندن آن ها و گوش دادن به تلفظ در یک دیکشنری صوتی.
  • ده دقیقه برای مرور کارت های روز قبل، سه روز قبل و هفتهٔ قبل.

یک نمونهٔ ملموس از ثبت یک واژه این گونه است. واژهٔ reliable را بنویسید، معنی ساده اش را «قابل اعتماد» بگذارید، هم نشین رایجش را reliable source یا reliable friend اضافه کنید و جملهٔ خودتان را بنویسید: «My brother is the most reliable person I know.» همین چهار سطر کوتاه، آن واژه را از «دیده شده» به «قابل استفاده» نزدیک می کند.

واژه ها را از یک موضوع انتخاب کنید و پراکنده نخوانید. ده واژهٔ مربوط به آشپزخانه یا سفر، چون در ذهن به هم وصل می شوند، راحت تر می مانند. در پایان فاز اول باید ۳۰۰ واژه ثبت کرده باشید و حدود نیمی از آنها را بدون نگاه به کارت بگویید.

فاز دوم، روزهای ۳۱ تا ۶۰: فعال کردن واژه ها

حالا واژه ها را باید «به کار بیندازید». هر روز علاوه بر ده واژهٔ تازه، سه جمله با واژه های هفتهٔ قبل بنویسید یا بلند بگویید. جملهٔ شخصی بهتر از جملهٔ کتاب است، چون به خاطرهٔ خودتان وصل می شود: «I postponed the meeting because my flight was delayed.»

یادتان باشد که ده واژه در روز عددی برای راحتی است، نه قانونی مقدس. اگر ماه های اول برایتان سنگین بود، هشت واژه بگذارید و بعد بالا ببرید. معلم ها همیشه می گویند عادتی که سبک شروع شود، بیشتر دوام می آورد تا برنامه ای که از روز اول سنگین باشد و در هفتهٔ دوم رها شود.

جمعه ها از «واژه های تازه» مرخصی بگیرید و فقط مرور کنید. کارت هایی را که در یک هفته دو بار غلط جواب داده اید به دستهٔ «تازه» برگردانید، حتی اگر بیست روز از ثبتشان گذشته باشد. این برگشتن شکست نیست؛ خود فرایند مرور است.

یک تمرین کوتاه دیگر هم اضافه کنید: هر شب یکی از ده واژهٔ همان روز را انتخاب کنید و دربارهٔ آن یک «مینی داستان» دوجمله ای بنویسید. این کار حتی اگر ساده باشد، واژه را وارد موقعیت می کند و مغز برای موقعیت ها حافظهٔ قوی تری دارد تا برای فهرست ها.

در همین فاز، کنار هر فعل یا اسم، خانوادهٔ آن را هم اضافه کنید: از decide به decision و decisive برسید، از create به creative و creation. یک واژه که سه شکل پیدا کند، در متن های واقعی سه برابر بیشتر به چشم می آید و دایرهٔ واژگانتان بدون زحمت اضافه بزرگ می شود.

یک هفتهٔ نمونه، روز به روز

مرور فاصله دار لغت در یک هفتهٔ نمونه

جدول زیر یک هفتهٔ میانهٔ فاز دوم را نشان می دهد. می توانید ترتیب روزها را با زندگی خودتان هماهنگ کنید، ولی نسبت واژهٔ تازه و مرور را حفظ کنید.

روز واژهٔ تازه مرور کار شخصی
شنبه ۱۰ واژه واژه های یک روز قبل یک جمله برای هر واژهٔ دشوار
یکشنبه ۱۰ واژه واژه های شنبه و سه روز قبل سه جمله با واژه های قدیمی
دوشنبه ۱۰ واژه واژه های یکشنبه بلندخوانی ده واژه و هم نشین هایشان
سه شنبه ۱۰ واژه واژه های دوشنبه و یک هفته قبل نوشتن یک پاراگراف چندخطی
چهارشنبه ۱۰ واژه واژه های سه شنبه مرور کارت های دشوار
پنجشنبه ۱۰ واژه واژه های چهارشنبه گفتن جمله ها با صدای بلند
جمعه بدون واژهٔ تازه همهٔ واژه های هفته آزمون پنج دقیقه ای از خودتان

به ستون «مرور» نگاه کنید: هیچ روزی بدون دیدن واژه های قبلی نیست. همین تکرار کوچک و پی درپی است که دایره لغات انگلیسی را از یک فهرست بلند به چیزی در ذهن تبدیل می کند. ستون «کار شخصی» هم برای این است که واژه ها فقط خوانده نشوند، گفته و نوشته هم بشوند.

شش روز واژهٔ تازه و یک روز مرور کامل یعنی در هر هفته شصت واژه می گیرید و همان هفته همه را یک بار می بینید. اگر بخواهید پنجشنبه ها هم مرخصی بگیرید، سقف ماهانه از ۲۴۰ به حدود ۲۰۰ می رسد ولی مرورتان محکم تر می شود.

وقتی از برنامه عقب افتادید

جبران عقب افتادگی از برنامهٔ لغت

همه وسط ۹۰ روز یک بار می لنگند؛ مسافرت، بیماری یا هفتهٔ شلوغ کاری. نکتهٔ مهم این است که لنگیدن را نشانهٔ ناتوانی نخوانید، چون این برداشت ناخواسته بیشتر برنامه ها را رها می کند.

سه روز غیبت برنامه را خراب نمی کند، ولی چهار هفتهٔ بی خبری می تواند. قانون ساده ای داشته باشید: به جای جبران همهٔ روزهای از دست رفته، از امروز روزی ده واژه را ادامه بدهید و مرورها را یک به یک برگردانید.

برای دیدن راه های دیگر در زمینهٔ افزایش دایره لغات انگلیسی می توانید گزارشی را هم بخوانید که همین موضوع را برای زمان کوتاه تر بررسی کرده است؛ مقایسهٔ آن با برنامهٔ سه فازهٔ اینجا کمک می کند ببینید کدام ترکیب برای ریتم زندگی شما مناسب تر است.

اگر فقط به یاد بیاورید چه چیزی در عقب افتادگی اهمیت دارد، همین است: مرور مقدم بر واژهٔ تازه است. وقتی کارت های قدیمی دوباره آشنا شدند، دوباره می توانید به ده تا برگردید.

در روزهای شلوغ یک نسخهٔ حداقلی نگه دارید: فقط پنج دقیقه مرور، بدون واژهٔ تازه. این نسخه رشتهٔ عادت را پاره نمی کند و فردایش برگشتن به برنامه خیلی ساده تر است.

فاز سوم، روزهای ۶۱ تا ۹۰: پایدار کردن

سی روز آخر مثل نگهبانی برای هر آنچه جمع کرده اید است. واژه های تازه می توانند به روزی پنج تا برسند یا حتی متوقف شوند، ولی مرور باید ادامه پیدا کند. هر هفته یک بار همهٔ کارت های «در حال مرور» را به صورت تصادفی بکشید و با خودتان آزمون بگیرید.

در این فاز واژه ها را در متن واقعی ببینید: یک مقالهٔ کوتاه یا یک قسمت از پادکست انتخاب کنید و ببینید چند واژه از ۹۰۰ تای خودتان را در آن می شناسید. دیدن آشنایی ها، بهترین انگیزه است و بهتر از هر نمره.

برای اینکه واژه ها در متن واقعی کار کنند، یک تمرین ثابت داشته باشید: هفته ای یک بار ده واژه را از میان کارت ها بکشید و با آن ها یک پاراگراف کوتاه بنویسید که معنی داشته باشد، نه فقط فهرست جمله. اگر نتوانستید، آن واژه هنوز به حافظهٔ فعال تان نرسیده و باید به دستهٔ مرور برگردد.

یک نکتهٔ آخر دربارهٔ حفظ دستاورد: بعد از روز نود، کارت های «تقریباً مال من» را به یک جعبهٔ جدا ببرید و ماهی یک بار سراغشان بروید. فاصلهٔ مرور را به تدریج بیشتر می کنیم و برای واژه های محکم شده این فاصله ها طبیعی اند.

اگر در این مسیر به دایره لغات انگلیسی خودتان نگاه کنید، چند نشانهٔ روشن می بینید: متن هایی که قبلاً پر از واژهٔ ناآشنا بود، حالا خواندنی شده اند؛ در فیلم ها و پادکست ها واژه هایی را می شنوید که پیش تر نمی شنیدید؛ و هنگام نوشتن، کمتر سراغ ترجمه های ذهنی می روید.

در روز نود، آزمون ساده ای بگیرید: سی کارت را تصادفی بکشید و ببینید برای چند تا از آن ها بدون نگاه به پشت کارت، معنی و یک جمله می توانید بگویید. نتیجه را در دفترچه بنویسید و دور بعدی را با توجه به همین عدد برنامه ریزی کنید.

امشب ده واژه را از متنی که همین حالا خوانده اید بردارید، کنار هر کدام یک جملهٔ شخصی بنویسید و ساعت مرور فردا را روی گوشی تان تنظیم کنید.